باشد،1 مبتلا به ميگرن يا بواسير باشد و دستورهاي ويژه‌اي كه براي او تهيه مي‌شد، به تأليفات‌ ديگري مربوط مي‌گرديد كه دستورنامه‌ٴ پزشكي خوانده مي‌شدند. البته اختلاف ميان اين‌ دستورنامه‌هاي ويژه مانند قواعد محافظت و علاج زكام (مقدمه 2 1780) و دستورنامه‌هاي عادي‌ تنها در عنوان آنهاست‌. تادئوآلدروتي (سيزدهم ـ 2)، گيللمو كوروي (سيزدهم ـ 2) و جنتيله دا فولينيو چندين دستورنامه‌ٴ پزشكي نوشتند، كه حاوي بهترين نمونه‌ها از مشاهدات باليني آنهاست‌، ولي‌ نبايد در اين مورد مبالغه كرد (آن طور كه من احتمالاً در ج 2، ص 897-899 مبالغه كرده‌ام‌). تا وقتي‌ اغلب اين دستورنامه‌ها منتشر يا دست كم بررسي نشده باشند، داروي درست درباره‌شان ممكن‌ نخواهد بود. احتمال دارد اغلبشان‌، حتي آنها كه درباره‌ٴ حالات خاصي است‌، بيشتر روي پرهيز غذايي‌ و نحوه‌ٴ زندگي تاكيد كرده باشند تا درمان ويژه‌ٴ آنها. اين روشي عاقلانه بود، چون روش‌هاي درمان در آن زمان محدود و غيرقابل اعتماد بودند. به‌علاوه‌، وسيله‌ٴ تشخيص عملي‌، بسيار كم و اغلب محدود بود به اطلاعاتي كه بيمار به پزشك خود مي‌داد؛ و چون وسايل ترابري براي بيماران دشوار و رنج‌ آور بود، مشاوره‌ٴ يك پزشك معروف اغلب با نوشته يا از طريق شخص ثالث انجام مي‌گرفت و پزشك‌، همواره آماده بود بدون ديدن بيمار به او دستورهاي پزشكي بدهد. اين به ما كمك مي‌كند تا فلسفه‌ٴ وجودي آن‌همه دستورنامه‌ٴ پزشكي و آيين تن‌درستي را دريابيم‌، هرچند برخي از آنها ممكن‌ است پس از معاينه‌ٴ بيمار و براي كمك به حافظه‌ٴ او نوشته شده باشد. عمل نوشتن دستورنامه براي‌ بيماران ناديده قرن‌ها، يعني تا آغاز عصر جديد دوام يافت‌. مثلاً تئودوره ترونشين (1709 ـ 1781) پزشك بزرگ ژنوي و بهترين شاگرد بورهافه اغلب دستور پزشكي مي‌داد و كم‌تر مايل بود بيمار را معاينه كند؛ او به اطلاعاتي كه بيمار يا پزشك خانوادگي‌اش مي‌داد قناعت مي‌كرد.2
خواننده بايد به خاطر داشته باشد كه واژه‌ٴ آيين (تدبير)3 اغلب در عناوين كتاب‌هاي غيرپزشكي‌ به چشم مي‌خورد. البته اين واژه تنها به معني راه‌نماست و هرجا كه راه‌نمايي لازم باشد، ممكن است‌ براي منظورهاي مختلف به‌كار رود. تعدادي كتاب با عنوان آيين مديريت‌4 (يا عناوين معادل آن‌) در دست است كه از آداب سلطنت و سياست بحث مي‌كند، مانند آيين رفتار با يهوديان قديس توما (سيزدهم ـ 2)، آيين دانش‌آموزي مارتينو دا فانو (سيزدهم - 2)، تدبيرالمتوحّد از ابن باجه (دوازدهم ـ 1)، الي آخر.
اما درمورد رساله‌هاي آيين تن‌درستي‌، اين امر كه تنها از نمونه‌هاي لاتيني و يوناني آن سخن‌


1. مثلاً نك به كتاب حفظالصحة نوشته‌ٴ پيِر كاپستانگ (سيزدهم ـ 2) درباره‌ٴ پيش‌گيري از فلج و رساله‌اي كه يوآنس كومننوس براي شخصي مبتلا به نقرس نوشته‌ است‌.
H. Tronchin: Un medecin XVIII ^e siecile Theodore Tronchin (p. 300, Geneve 1906) .2
regimen .3
Regimen principum .4